فرهنگ آریانپور
هیکل
#۲۱۱٬۰۶۵
physique
هیکل، سازمان بدن، ترکیب، هیئت، ساختمان بدن
fane
(temple =) ـ معبد، هیکل
person
شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل
statue
تندیس، پیکره، مجسمه، هیکل، پیکر، تمثال، پیکر سازى
habitus
وضعیت ساختمان جسمانى، هیکل، ساخت
body
جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن
build
(past: built ; past participle: built) ـ ساختن، بنا کردن، درست کردن
frame
قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن
figure
شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر