فرهنگ آریان‌پور

هیکل

#۲۱۱٬۰۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

physique

هیکل، سازمان بدن، ترکیب، هیئت، ساختمان بدن

۲

fane

(temple =) ـ معبد، هیکل

۳

person

شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل

۴

statue

تندیس، پیکره، مجسمه، هیکل، پیکر، تمثال، پیکر سازى

۵

habitus

وضعیت ساختمان جسمانى، هیکل، ساخت

۶

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۷

build

(past: built ; past participle: built) ـ ساختن، بنا کردن، درست کردن

۸

frame

قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن

۹

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر