فرهنگ آریانپور
هیجان زده کردن
#۲۱۰٬۹۲۹
wig
کلاه گیس، گیس ساختگى، موى مصنوعى، داراى گیس مصنوعى کردن، سرزنش کردن
key
جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن
send
(past: sent ; past participle: sent) ـ فرستادن، ارسال داشتن، روانه کردن، گسیل داشتن، اعزام داشتن، مرخص کردن
turmoil
غوغا، ناراحتى، پریشانى، به هم خوردگى، آشفتگى