فرهنگ آریان‌پور

هیجان زده‌ کردن

#۲۱۰٬۹۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

wig

کلاه گیس، گیس ساختگى، موى مصنوعى، داراى گیس مصنوعى کردن، سرزنش کردن

۲

key

جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن

۳

send

(past: sent ; past participle: sent) ـ فرستادن، ارسال داشتن، روانه کردن، گسیل داشتن، اعزام داشتن، مرخص کردن

۴

turmoil

غوغا، ناراحتى، پریشانى، به هم خوردگى، آشفتگى