فرهنگ آریان‌پور

هیاهو

#۲۱۰٬۸۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fanfare

هیاهو، نمایش در فضاى باز

۲

to do

هیاهو، شلوغى، ازدحام

۳

ruckus

(زبان عامیانه، در گویش) غوغا، آشوب، همهمه، هیاهو

۴

pother

(apothecary =) ـ سر و صدا، جنجال، هیاهو، آمد و رفت، حالت اضطراب، نگرانى، مضطرب، شدن، آشوبناک کردن

۵

commotion

آشوب، اضطراب، جنبش، اغتشاش، هیاهو

۶

donnybrook

جنجال، فریاد، پر سر و صدا، هیاهو

۷

hullabaloo

غریو، هیاهو، خروش، همهمه، شلوغ، آشفتگى

۸

ado

(atdo =) ـ مصدرحال فعل to do مثل to have ado است به معنى " کار داشتن " و " پرمشغله بودن " و " گرفتارى "

۹

Babel

شهر و برج قدیم بابل، هرج و مرج، سخن پرقیل و قال، اغتشاش، شلوغى، بناى شگرف، طرح خیالى

۱۰

hoopla

بازى پرتاب حلقه، فریاد خوشحالى

۱۱

shindy

(shindig =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) مجلس انس و رقص، بزم tizzy todo

۱۲

clamor

(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن

۱۳

clatter

جو جو یا تلق تلق کردن، صداى به هم خوردن اشیایى مثل بشقاب

۱۴

ballyhoo

نمایش پر سر و صدا (براى جلب توجه مردم) ـ آگهى پر سر و صدا کردن