هویدا
#۲۱۰٬۸۵۲
eidetic
روشن، هویدا
eminent
برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا
obvious
آشکار، هویدا، معلوم، واضح، بدیهى، مریى، مشهود
monumental
یادگارى، درخور، یادگار، تاریخى، ماندگار، هویدا، معلوم، زیاد
clear
واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن
plain
پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن plain sharp
patent
آشکار، داراى حق امتیاز، امتیازى، به وسیله حق امتیاز محفوظ مانده، داراى حق انحصارى، گشاده، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه، امتیاز یاحق انحصارى به کسى دادن، اعطا کردن (امتیاز) ـ
evident
بدیهى، آشکار، مشهود
outward
(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى
apparent
پیدا، آشکار، ظاهر، معلوم، وارث مسلم
definite
معین، قطعى، تصریح شده، صریح، روشن، معلوم
conspicuous
انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور