فرهنگ آریان‌پور

هوش اوردن - به -

#۲۱۰٬۷۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

sober

هوشیار، به هوش، عاقل، میانه رو، معتدل، متین، سنگین، موقر، آدم هشیار (در برابر مست)، هوشیار بودن، به هوش آوردن، از مستى درآوردن

۲

revivify

نیروى تازه دادن، به هوش آوردن

۳

refocillate

(معنى مجازى) تجدید حیات کردن، به خود آوردن، به هوش آوردن، جان بخشیدن، رمق تازه یافتن

۴

resuscitate

زنده کردن، اجحیا کردن، به هوش آوردن

۵

revivification

باز جان بخشى، تجدید حیات، رونق تازه، به هوش آوردن

۶

bring to

به هوش آوردن، به حال آوردن (کسى که ضعف کرده)