فرهنگ آریان‌پور

هوش با

#۲۱۰٬۷۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

knowing

(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن know

۲

ingenious

داراى قوه ابتکار، مبتکر، داراى هوش ابتکارى، با هوش، ناشى از زیرکى، مخترع