فرهنگ آریان‌پور

هوش - تیز -

#۲۱۰٬۷۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fly

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ

۲

snell

سریع، فعال، مشتاق، زیرک، تیز هوش، سخت، خشن، بند قلاب ماهیگیرى، بند زدن (به قلاب ماهیگیرى)

۳

sitted

تیز هوش

۴

witted

تیز هوش

۵

lynx eyed

تیزبین، تیز هوش

۶

quick witted

تیز هوش

۷

sharp witted

تیز هوش، تیز فهم، هوشیار