فرهنگ آریان‌پور

این دست و ان دست‌ کردن

#۲۱٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

delay

تاخیر کردن، به تاخیر انداختن، تعلل، تاخیر، به تاخیر افتادن

۲

fudge

غذایى که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد، سخن بى معنى و بیهوده، جفنگ، نوعى رنگ قهوه اى، سرهم بندى کردن، فریفتن، آهسته حرکت کردن، طفره رفتن، پنهان شدن

۳

waver

متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن

۴

hesitate

تامل کردن، مردد بودن، بى میل بودن