فرهنگ آریانپور
هوادار
#۲۱۰٬۵۳۲
aeriferous
هوادار، هوابر
pneumatic
بادى، هوایى، هوادار، پرباد، کار کننده باهواى فشرده، داراى چرخ یا، لاستیک بادى (pneumatics)
pro
به نفع، طرفدار (کلمه مقابل con است)، جنبه مثبت، له، موافق، حرفه اى، براى، بخاطر
cohort
گروه، پیرو، طرفدار، همکار
friend
دوست، رفیق، یار، دوست کردن، یارى نمودن ite _
booster
تشدید کننده، تقویت کننده، حامى، ترقى دهنده، بالا برنده، زیاد کننده
adherent
(گیاه شناسى) به هم چسبیده، تابع، پیرو، هواخواه، طرفدار
advocate
دفاع کردن، طرفدارى کردن، حامى، طرفدار، وکیل مدافع advocate arian _
camp follower
اشخاص غیر نظامى که همراه قشون حرکت مى کنند