فرهنگ آریان‌پور

هنگامه

#۲۱۰٬۳۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tumult

هنگامه، همهمه، غوغا، شلوغ، جنجال، آشوب، التهاب، اغتشاش کردن، جنجال راه انداختن

۲

uproar

هنگامه، غوغا، بلوا، داد و بیداد، غریو، شورش، همهمه

۳

rumpus

غوغا، هنگامه

۴

scrimmage

غوغا، داد و بیداد، هنگامه، کشمکش، در تکاپو بودن، دست و پنجه نرم کردن

۵

riot

آشوب، شورش، فتنه، بلوا، غوغا، داد و بیداد، عیاشى کردن، شورش کردن

۶

Babel

شهر و برج قدیم بابل، هرج و مرج، سخن پرقیل و قال، اغتشاش، شلوغى، بناى شگرف، طرح خیالى

۷

scene

منظره، چشم انداز، مجلس، پرده جزء صحنه نمایش، صحنه، جاى وقوع، مرحله

۸

disorder

بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن