فرهنگ آریانپور
هنگامه
#۲۱۰٬۳۴۱
tumult
هنگامه، همهمه، غوغا، شلوغ، جنجال، آشوب، التهاب، اغتشاش کردن، جنجال راه انداختن
uproar
هنگامه، غوغا، بلوا، داد و بیداد، غریو، شورش، همهمه
rumpus
غوغا، هنگامه
scrimmage
غوغا، داد و بیداد، هنگامه، کشمکش، در تکاپو بودن، دست و پنجه نرم کردن
riot
آشوب، شورش، فتنه، بلوا، غوغا، داد و بیداد، عیاشى کردن، شورش کردن
Babel
شهر و برج قدیم بابل، هرج و مرج، سخن پرقیل و قال، اغتشاش، شلوغى، بناى شگرف، طرح خیالى
scene
منظره، چشم انداز، مجلس، پرده جزء صحنه نمایش، صحنه، جاى وقوع، مرحله
disorder
بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن