واژههای فارسی←هنگام غذافرهنگ آریانپورهنگام غذا#۲۱۰٬۳۳۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱chow(زبان عامیانه) غذا، خوراکى، سگ خپلهواژههای نزدیک در الفباهنگام اجرامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام اغاز عملیاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام انقیادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام بازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام تابستانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام ترجمهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر