واژههای فارسی←هنگام دروفرهنگ آریانپورهنگام درو#۲۱۰٬۳۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱harvestخرمن، محصول، هنگام درو، وقت خرمن، نتیجه، حاصل، درو کردن و برداشتنواژههای نزدیک در الفباهنگام اجرامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام اغاز عملیاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام انقیادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام بازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام تابستانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیهنگام ترجمهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر