فرهنگ آریان‌پور

هنگام

#۲۱۰٬۳۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

in

پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)

۲

term

مدت، دوره، دوره انتصاب، جمله، اصطلاح، عبارت، نیمسال، سمستر، ثلث تحصیلى، شرایط، روابط، فصل، موقع، هنگام، نامیدن، لفظ، شرط

۳

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه

۴

gamut

(موسیقى) هنگام، گام، حدود، حیطه، وسعت، رسایى

۵

during

درمدت، هنگام، درجریان، در طى

۶

moment

لحظه، دم، آن، هنگام، زمان، اهمیت

۷

season

فصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن

۸

hour

ساعت، 60 دقیقه، وقت، مدت کم

۹

tide

جریان، عید، کشند داشتن، جزر و مد ایجاد کردن، اتفاق افتادن، کشند

۱۰

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن