فرهنگ آریان‌پور

هنرنمایی

#۲۱۰٬۲۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۲

stunt

از رشد بازماندن، کوتاه نگاه داشتن، کوتاه، زور، شاهکار، شیرین کارى، شیرین کارى کردن stunt tour de force

۳

pyrotechnics

(pyrotechnical =) ـ مربوط به فن آتشبازى، مربوط به استفاده از آتش درعلم و هنر، آتش بازى