فرهنگ آریانپور
هنرنمایی
#۲۱۰٬۲۵۱
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات
stunt
از رشد بازماندن، کوتاه نگاه داشتن، کوتاه، زور، شاهکار، شیرین کارى، شیرین کارى کردن stunt tour de force
pyrotechnics
(pyrotechnical =) ـ مربوط به فن آتشبازى، مربوط به استفاده از آتش درعلم و هنر، آتش بازى