فرهنگ آریان‌پور

اثاثیه

#۲٬۱۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

furnishings

اثاثیه، لوازم appointments

۲

fittings

مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم fitting