فرهنگ آریان‌پور

هنر پهلوی هم‌ گذاردن و به هم سوار کردن چیزهای مختلف

#۲۱۰٬۱۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

assemblage

جمع آورى، اجتماع، انجمن، عمل سوار کردن (ماشین یا موتور)