فرهنگ آریانپور
ایما
#۲۱٬۰۱۳
cue
راهنمایى کردن، با چوب بیلیارد زدن، صف بستن، اشارت، اشاره کردن، سخن رهنما، ایماء، اشاره براى راهنمایى خواننده یا گوینده یا بازیگر، چوب بیلیارد، صف، ردیف
hint
اشاره، ایما، تذکر، چیز خیلى جزیى، اشاره کردن
beck
اشاره، تکان سریادست، تعظیم کردن، با سر تصدیق کردن یا حالى کردن چیزى، سرتکان دادن
sign
نشان، نشانه، علامت، اثر، صورت، آیت، تابلو، اعلان، امضاء کردن، امضاء، نشان گذاشتن، اشاره کردن
motion
جنبش، تکان، حرکت، جنب و جوش، پیشنهاد، پیشنهاد کردن، طرح دادن، اشاره کردن
innuendo
معنى، مقصود، یعنى، (مجازى) تشریح، شرح، اشاره، تلویحا اشاره کردن، ادا کردن، کنایه
intimation
اشاره، آگاهى، خبر، اعلام