فرهنگ آریان‌پور

هندل

#۲۱۰٬۱۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

winch

(در با فندگى) استوانه تارکشى نخ، (مکانیک) دستگیره چرخ جراثقال، (معنى مجازى) پیچ هر نوع ماشین یا دستگاهى که براى کشیدن به کار رود، هندل، با چرخ یا دستگیره کشیدن، دوار، گردان

۲

crank

دسته محور، میل لنگ، بست زانویى، خم، پیچیدگى، آدم پست فطرت، خم کردن، محوردار کردن، دسته دار شدن، کج، کوک کردن

۳

handle

گراندن، گذاشتن و برداشتن دستگیره، دسته، قبضه شمشیر، وسیله، لمس، احساس با دست، دست زدن به، به کار بردن، سرو کار داشتن با، رفتار کردن، استعمال کردن، دسته گذاشتن