فرهنگ آریان‌پور

هنجاری

#۲۱۰٬۰۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

normative

هنجارى، قاعده اى، اصولى، معیارى، قانونى، اصلى

۲

normality

حالت عادى، به هنجارى، عادى بودن، هنجارى

۳

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۴

lifelong

مادام العمرى، براى تمام عمر، برابر یک عمر