فرهنگ آریان‌پور

همواره

#۲۰۹٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

always

همواره، همیشه، پیوسته، همه وقت

۲

on

وصل، روشن، برقرار، روى، در روى، بر روى، بر، بالاى، در باره، راجع به، در مسیر، عمده، به اعتبار، به، به علت، به طرف، در بر، برتن، به پیش، به جلو، همواره، بخرج

۳

ever

همیشه، همواره، هرگز، هیچ، اصلاً، در هر صورت

۴

ceaseless

پیوسته، دائمى

۵

continual

پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب

۶

continuous

مداوم، متوالى، پیوسته