فرهنگ آریانپور
همهمه
#۲۰۹٬۹۳۴
buzz
وزوز کردن، ورور کردن، نامشخص حرف زدن، وزوز، ورور، شایعه، همهمه، آوازه
ruckus
(زبان عامیانه، در گویش) غوغا، آشوب، همهمه، هیاهو
tumult
هنگامه، همهمه، غوغا، شلوغ، جنجال، آشوب، التهاب، اغتشاش کردن، جنجال راه انداختن
uproar
هنگامه، غوغا، بلوا، داد و بیداد، غریو، شورش، همهمه
ruction
(در گویش) همهمه، سر و صدا، قیل و قال، داد
hullabaloo
غریو، هیاهو، خروش، همهمه، شلوغ، آشفتگى
Babel
شهر و برج قدیم بابل، هرج و مرج، سخن پرقیل و قال، اغتشاش، شلوغى، بناى شگرف، طرح خیالى
hubbub
غوغا، هیاهو، جنجال
pother
(apothecary =) ـ سر و صدا، جنجال، هیاهو، آمد و رفت، حالت اضطراب، نگرانى، مضطرب، شدن، آشوبناک کردن
racket
راکت، راکت تنیس، جارو جنجال، سر و صدا، صداى غیر متجانس، عیاشى و خوشگذرانى، مهمانى پر هیاهو (racquet)
commotion
آشوب، اضطراب، جنبش، اغتشاش، هیاهو