فرهنگ آریان‌پور

همه فن حریف

#۲۰۹٬۸۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

assorted

جور شده، همه فن حریف، همسر، یار، درخور، مناسب

۲

jack of all trades

همه کاره، همه فن حریف

۳

versatile

داراى استعداد و ذوق، روان، سلیس، گردان، متحرک، متنوع و مختلط، چند سو گرد، تطبیق پذیر، همه کاره