فرهنگ آریان‌پور

همه جانبه و با تمام‌ امکانات

#۲۰۹٬۸۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

crash

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط