فرهنگ آریان‌پور

همه

#۲۰۹٬۸۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

all

همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "

۲

everyone

همه (کس)، هر کس

۳

everything

همه چیز

۴

every

هر، همه، هر کس، هر که، هر کسى

۵

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۶

common

مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن

۷

ensemble

یکمرتبه، مجموع، اثر کلى، به طور جمعى، دسته جمعى

۸

totality

کلیت، کلى، مقدار کلى، تمامیت، مجموع

۹

everybody

هر کس، هر کسى

۱۰

throughout

سراسر، تماماً، از درون و بیرون، بکلى