فرهنگ آریان‌پور

همنوازی‌ کردن

#۲۰۹٬۷۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

accompany

همراهى کردن، همراه بودن (با)، سرگرم بودن (با)، مصاحبت کردن، ضمیمه کردن، جفت کردن، توام کردن، (موسیقى) دم گرفتن، صدا یا ساز را جفت کردن (با)