فرهنگ آریان‌پور

همنهشتن

#۲۰۹٬۷۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

compose

سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن

۲

compound

مرکب، چند جزیى، جسم مرکب، لفظ مرکب، بلور دوتایى محوطه، عرصه، حیاط، ترکیب ترکیب کردن، آمیختن