فرهنگ آریان‌پور

همگر

#۲۰۹٬۷۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bond

قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه

۲

coefficient

ضریب، عامل مشترک

۳

proportional

متناسب، به نسبت

۴

proportionate

متناسب، درخور، فراخور، متناسب کردن