همگانی
#۲۰۹٬۶۹۵
generable
همگانى، قابل تعمیم، قابل تولید، زایش پذیر
plenum
فضاى اشغال شده به وسیله ماده، پر، پرى، همگانى
public
همگان، عمومى، همگانى، ملى، اجتماعى، عموم، عامه، آشکار، مردم
general
عام، کلى، عمومى، جامع، همگانى، متداول، معمولى، همگان، ژنرال، ارتشبد
communal
اشتراکى، همگانى
universal
فراگیر، جامع، عمومى، جهانى، کلى، عالمگیر، همگانى
common
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن
patent
آشکار، داراى حق امتیاز، امتیازى، به وسیله حق امتیاز محفوظ مانده، داراى حق انحصارى، گشاده، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه، امتیاز یاحق انحصارى به کسى دادن، اعطا کردن (امتیاز) ـ
demotic
معروف، متداول، وابسته به حروف جدید هیروگلیفى freeforall
catholic
جامع، بلند نظر، آزاده، کاتولیک، عضو کلیساى کاتولیک
national
ملى، قومى، وابسته به قوم یا ملتى، تبعه، شهروند
hackneyed
اسب سوارى، درشکه کرایه، اسب کرایبه، مزدور، فعله، فاحشه، مبتذل کردن، زیاد استعمال شده hackney
collective
به هم پیوسته، انبوه، اشتراکى، اجتماعى، جمعى