فرهنگ آریان‌پور

همگانی

#۲۰۹٬۶۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

generable

همگانى، قابل تعمیم، قابل تولید، زایش پذیر

۲

plenum

فضاى اشغال شده به وسیله ماده، پر، پرى، همگانى

۳

public

همگان، عمومى، همگانى، ملى، اجتماعى، عموم، عامه، آشکار، مردم

۴

general

عام، کلى، عمومى، جامع، همگانى، متداول، معمولى، همگان، ژنرال، ارتشبد

۵

communal

اشتراکى، همگانى

۶

universal

فراگیر، جامع، عمومى، جهانى، کلى، عالمگیر، همگانى

۷

common

مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن

۸

patent

آشکار، داراى حق امتیاز، امتیازى، به وسیله حق امتیاز محفوظ مانده، داراى حق انحصارى، گشاده، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه، امتیاز یاحق انحصارى به کسى دادن، اعطا کردن (امتیاز) ـ

۹

demotic

معروف، متداول، وابسته به حروف جدید هیروگلیفى freeforall

۱۰

catholic

جامع، بلند نظر، آزاده، کاتولیک، عضو کلیساى کاتولیک

۱۱

national

ملى، قومى، وابسته به قوم یا ملتى، تبعه، شهروند

۱۲

hackneyed

اسب سوارى، درشکه کرایه، اسب کرایبه، مزدور، فعله، فاحشه، مبتذل کردن، زیاد استعمال شده hackney

۱۳

collective

به هم پیوسته، انبوه، اشتراکى، اجتماعى، جمعى