فرهنگ آریان‌پور

همکشیدن

#۲۰۹٬۶۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

contract

قرارداد، مقاطعه، منقبض کردن، منقبض شدن، کنترات، پیمان پیمان بستن، قرارداد بستن، مقاطعه کارى کردن، کنترات کردن، مخفف کردن، همکشیدن

۲

contraction

انقباض، اختصار، ادغام، همکشیدن، ترنجیدن