فرهنگ آریان‌پور

ایفا کردن

#۲۰٬۹۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

perform

انجام دادن، کردن، بجا آوردن، اجرا کردن، بازى کردن، نمایش دادن، ایفا کردن

۲

enact

به صورت قانون درآوردن، وضع کردن (قانون) تصویب کردن، نمایش دادن

۳

render

تحویل دادن، تسلیم داشتن، دادن، منتقل کردن، ارائه دادن، ترجمه کردن، درآوردن