فرهنگ آریان‌پور

همقطار

#۲۰۹٬۶۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

confrere

همقطار

۲

shipmate

همقطار (در کشتى)

۳

brother

برادر، همقطار

۴

teammate

همگروه، عضو تیم، همکار، همقطار

۵

associate

هم پیوند، همبسته، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، دانشبهرى، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوسته، شریک، همسر، رفیق، وابسته، وابسته کردن

۶

co worker

همکار، همقطار

۷

hearty

قلبى، صمیمانه، دلچسب، مقوى

۸

comrade

رفیق، همراه