فرهنگ آریان‌پور

همسنگ کردن

#۲۰۹٬۶۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stabilize

پایا ساختن، تثبیت کردن، بحالت موازنه درآوردن، پابرجا شدن یا کردن، استوار کردن، ثابت شدن

۲

counterbalance

وزنه تعادل، پارسنگ، (مجازى) برابرى کردن، خنثى کردن، موازنه، موازنه کردن