فرهنگ آریان‌پور

همسفر

#۲۰۹٬۵۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

outfit

تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن

۲

companion

همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن