فرهنگ آریانپور
همسایه
#۲۰۹٬۵۴۶
vicinal
همسایه، در همسایگى، پیوسته، نزدیک، مجاور
abutting
مجاور، هم مرز، همسایه
adjacent
(علوم نظامى) مجاور، نزدیک، همسایه، همجوار، دیوار بدیوار
neighbor
(neighbour =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با
neighbour
(neighbor =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با
neighboring
(neighbour =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با
neighbouring
(neighbor =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با
adjoining
پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن
conterminous
هم مرز، مجاور، نوک به نوک، متلاقى