فرهنگ آریان‌پور

همسان‌ کردن

#۲۰۹٬۵۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

conform

همنوایى کردن، مطابقت کردن، وفق دادن، پیروى کردن

۲

identify

شناختن، تشخیص هویت دادن، یکى کردن، تشخیص هویت، باز شناختن، مربوط ساختن

۳

assimilate

یکسان کردن، هم جنس کردن، شبیه ساختن، در بدن جذب کردن، تحلیل رفتن، سازش کردن، وفق دادن، تلفیق کردن، همانند ساختن