فرهنگ آریان‌پور

همسازی

#۲۰۹٬۵۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

accommodation

همسازى، تطابق، جا، منزل، وسایل راحتى، تطبیق، موافقت، سازش با مقتضیات محیط، وام، کمک، مساعده

۲

compatibility

همسازى، سازش پذیرى، سازگارى، دمسازى، مطابقت

۳

harmony

هارمونى، تطبیق، توازن، هم آهنگى، همسازى

۴

symmetry

تقارن، هم آراستگى، هم جور، قرینه، تناسب، مراعات نظیر، تشابه، همسازى

۵

symmetrization

تقارن، متقارن، هم آراستگى، همسازى

۶

tune

میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه

۷

accord

جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى

۸

concord

توافق، مطابقت، یکجورى، پیمان، قرار

۹

congruity

موافقت، سنخیت، تجانس، هم نهشت بودن

۱۰

accordance

جور بودن، مطابقت، وفق، توافق، تطابق، موافقت

۱۱

conformity

انطباق، پیروى از رسوم یا عقاید، همنوایى

۱۲

congruence

(congruency =) ـ موافقت، تناسب، تجانس

۱۳

consonance

هم آهنگى، هم صدایى، توافق صدا

۱۴

consistency

(consistence =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى