فرهنگ آریانپور
همساز بودن
#۲۰۹٬۵۲۶
accord
جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى
comport
سازش کردن، جور بودن، تحمل کردن، در بر داشتن، حامل بودن، رفتار
consort
همسر، شریک، مصاحب، هم نشین شدن، جور کردن
sympathize
همدردى یا همفکرى کردن، جانبدارى کردن