فرهنگ آریان‌پور

همساز بودن

#۲۰۹٬۵۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

accord

جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى

۲

comport

سازش کردن، جور بودن، تحمل کردن، در بر داشتن، حامل بودن، رفتار

۳

consort

همسر، شریک، مصاحب، هم نشین شدن، جور کردن

۴

sympathize

همدردى یا همفکرى کردن، جانبدارى کردن