فرهنگ آریان‌پور

همساز

#۲۰۹٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

accommodate

همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن (براى)، پول وام دادن (به کسى)

۲

harmonic

(harmonious =) ـ هم آهنگ، موزون، هارمونیک، همساز

۳

compatible

سازگار، موافق، دمساز، جور، همساز

۴

accordant

جور، مطابق، موافق

۵

according

موافق، مطابق، بر وفق

۶

congruent

موافق، متجانس

۷

consonant

هم آهنگ، حرف صامت، حرف بى صدا، همخوان

۸

harmonious

خوش آهنگ، خوش صدا، موزون، موافق

۹

concordant

موافق، جور، هم آهنگ، هم نوا، متوازن، موزون

۱۰

consistent

سازگار، نامتناقض، استوار، ثابت قدم