فرهنگ آریانپور
همساز
#۲۰۹٬۵۲۴
accommodate
همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن (براى)، پول وام دادن (به کسى)
harmonic
(harmonious =) ـ هم آهنگ، موزون، هارمونیک، همساز
compatible
سازگار، موافق، دمساز، جور، همساز
accordant
جور، مطابق، موافق
according
موافق، مطابق، بر وفق
congruent
موافق، متجانس
consonant
هم آهنگ، حرف صامت، حرف بى صدا، همخوان
harmonious
خوش آهنگ، خوش صدا، موزون، موافق
concordant
موافق، جور، هم آهنگ، هم نوا، متوازن، موزون
consistent
سازگار، نامتناقض، استوار، ثابت قدم