فرهنگ آریان‌پور

همزمان بودن

#۲۰۹٬۴۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

coincide

همزمان بودن، با هم رویدادن، منطبق شدن، در یک زمان اتفاق افتادن

۲

concur

موافقت کردن، هم راى بودن، دمساز شدن

۳

overlap

روى هم افتادن (دولبه چیزى)، اصطکاک داشتن، روى هم افت، روى هم افتادن، اشتراک داشتن