فرهنگ آریان‌پور

همروان

#۲۰۹٬۴۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

escort

گارد محافظ، ملتزمین، اسکورت، نگهبان، همراه، بدرقه، همراهى کردن (با) نگهبانى کردن (از)، اسکورت کردن