فرهنگ آریان‌پور

همرو

#۲۰۹٬۴۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

corollary

نتیجه، فرع، همروند، استنباط، نتیجه فرعى

۲

concurrent

همزمان، در یک وقت واقع شونده، موافق، متقارن، همرو