فرهنگ آریان‌پور

همرتبه‌ کردن

#۲۰۹٬۴۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

level

سطح، میزان، تراز، هموار، تراز کردن، آلت ترازگیرى، سطح برابر، هم تراز، هم پایه، یک نواخت، یک دست، موزون، هدف گیرى، ترازسازى، مسطح کردن یاشدن، نشانه گرفتن