فرهنگ آریان‌پور

همراه رفتن

#۲۰۹٬۴۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

go along

همراه رفتن، همراهى کردن، (مجازى) موافق بودن

۲

convoy

قافله، کاروان، بدرقه، همراه رفتن، بدرقه کردن

۳

tag

برچسب، برچسب زدن، علامت زدن، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آوردن، گرگم به هوا بازى کردن