فرهنگ آریانپور
همدم
#۲۰۹٬۳۵۸
cahoot
همدم، شرکت، تبانى
jo
(اسکاتلند) یار، همدم
mate
لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن
billy
نوعى کترى فلزى، چماق یا گرز راهزنان، چوبدستى، باطوم یاچوب قانون پاسبان، یار، همدم، رفیق، برادر، مخفف نام william
comate
رفیق، همدم، ریشه اى، (نجوم) مه گرفته
crony
دوست صمیمى، رفیق موافق، هم اتاق
cobber
دوست صمیمى، قرین، جفت
compeer
هم پایه، هم دوش، قرین، همراه، هم رتبه بودن با
sidekick
شخص تابع، آدم پیرو، شخص وابسته
intimate
مطلبى را رساندن، معنى دادن، گفتن، محرم ساختن، صمیمى، محرم، خودمانى
helpmate
یار، کمک و همدست، دمساز، همسر
alter ego
یار، رفیق شفیق، خود، دیگر خود