فرهنگ آریان‌پور

همدستی‌ کردن

#۲۰۹٬۳۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

cooperate

همیارى کردن، با هم کار کردن، همدستى کردن، تشریک مساعى کردن، اشتراک مساعى کردن، تعاون کردن

۲

assist

همدستى و یارى کردن، دستگیرى کردن، شرکت جستن، حضور به هم رساندن، توجه کردن، مواظبت کردن، ملحق شدن، پیوستن به، حمایت کردن از، پایمردى کردن، دستیارى کردن، یاور، همکارى، کمک، کمک کردن، مساعدت کردن

۳

collude

ساخت و پاخت کردن، تبانى کردن، توطئه چیدن

۴

connive

چشم پوشى کردن، مسامحه کردن، تجاهل کردن، سر و سر داشتن