فرهنگ آریان‌پور

همدست شدن

#۲۰۹٬۳۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ally

پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین

۲

band

باند، نوار، بند و زنجیر، تسمه یا بند مخصوص محکم کردن، لولا، ارکستر، دسته ى موسیقى، اتحاد، توافق، روبان، باند یا بانداژ، نوار زخم بندى، متحد کردن، دسته کردن، نوار پیچیدن، به صورت نوار در آوردن، با نوار بستن، متحد شدن

۳

unify

متحد کردن، یکى کردن، یکى شدن، تک ساختن