فرهنگ آریان‌پور

ایستگاه‌ اتوبوس و تاکسی

#۲۰٬۹۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stop

ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه