فرهنگ آریان‌پور

همچشمی‌ کردن

#۲۰۹٬۲۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rival

هم آورد، رقیب، حریف، هم چشم، هم چشمى کننده، نظیر، شبیه، هم چشمى، رقابت کردن

۲

compete

رقابت کردن، مسابقه دادن، رقابت کردن با، هم چشمى کردن