فرهنگ آریانپور
همجوار
#۲۰۹٬۲۵۷
contiguous
همجوار، نزدیک، مجاور، پیوسته، متصل، مربوط به هم
adjacent
(علوم نظامى) مجاور، نزدیک، همسایه، همجوار، دیوار بدیوار
adjoining
پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن
neighboring
(neighbour =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با
neighbouring
(neighbor =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با