فرهنگ آریان‌پور

همجوار

#۲۰۹٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

contiguous

همجوار، نزدیک، مجاور، پیوسته، متصل، مربوط به هم

۲

adjacent

(علوم نظامى) مجاور، نزدیک، همسایه، همجوار، دیوار بدیوار

۳

adjoining

پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن

۴

neighboring

(neighbour =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با

۵

neighbouring

(neighbor =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با