فرهنگ آریان‌پور

ایستش

#۲۰٬۹۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

stasis

(پزشکى) گرفتگى (در جریان چیزهایى مثل خون در رگ یا مدفوع در روده)، (فیزیک) حالت سکون، تعادل

۳

cessation

ایست، توقف، انقطاع، پایان

۴

standstill

ایست، وقفه، تعطیل، بدون حرکت، ثابت

۵

intermission

تنفس، زنگ تنفس، فاصله میان دو پرده نمایش، باد خور، غیر دائم، نوبه اى، تنفس دار